سيد احمد على خسروى

95

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

روزى در مطبّ بعد از معاينه و مداواى مرضى در اثر گرمى هوا و خستگى در بالاى نيمكت كه نشسته بودم سنه كه غنوان و خواب سبك باشد بر من غالب شد بمحض رفتن چشمها به يكديگر و خروج روح از بدن ديدم در جادّه مىروم سگ سياهى روبروى من مىآمد بر من حمله كرد تكانى خورده چشمهايم باز شد متفكّر شدم در اين حال نشسته و خستگى اين خواب چه تناسبى دارد با خود گفتم روح من بعالم ارواح و الواح رفت و ديد كه عن‌قريب جسم عنصرى به شخصى برميخورد كه صفت او بصفت سگ درّنده مىماند در همين فكر بودم مأمورى وارد شد با ورقهء جلب كه در دست داشت بدادگاه چون رفتم داخل اطاق دادگاه شدم شخصى را ديدم در نهايت بىادبى مكالمه و درندگى كردن آن وقت فهميدم خواب گذشته از خوابهاى تأويل‌دار بوده . در مصداق خواب معبّر و مئول است خواب ذكرشده اعلان كرد كه آگاه باش برميخورى بشخصى سگ صفت كه درّنده است نه خود سگ و اين مصداق خواب معبّر و مئوّل بود مثال دوّم كه وحى باشد اين است كه روزى بعد از نماز صبح در اثر خستگى خوابيدم بمحض اينكه روح از بدنم بيرون رفت مرحوم پدرم را در خواب ديدم با سيّدى كه من ثالث آنها بودم نشسته‌ايم در مكانى مشغول صحبتيم پدرم فرمايش كرد كه باز خيال دارد از شخص ثالث پرسيدم اقا چه فرمودند نفهميدم فرمودند مىفرمايند باز در زمين آثار زلزله مىباشد از خواب بيدار شدم چيزى نگذشت و در انتظار اثار و ظهور اين خواب بودم كه چه خواهد شد چيزى نگذشت كه زلزله شديدى در همدان و نهاوند و طرف غرب ايران واقع شد كه جمعيرا هلاك كرد و خانه‌هاى آنها را خراب نمود پس اين خواب چون عين واقع بود وحى ناميده شده است .